فیشــــــنگار

پاسخ‌های مکشوف برای سوالات محذوف

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

کد ۲۷۳۴۸ را به 8989 فرستادم. برای اولین بار آهنگ پیشواز گذاشتم برای خط تلفنم. با این اقدام رسما از «فرقه ملامتیه» خداحافظی کردم. در راستای دوری بیشتر از فرقه‌ی مورد اشاره تسبیحی سبز در دست گرفتم و با آن ۱۰۰ صلوات به همراه وعجل فرجهم فرستادم. تازه نشستم حساب کردم که از انجایی که قرآن کریم ۶۰۰ صفحه دارد، اگر هر روز دو صفحه از آن را بخوانم در ۳۰۰روز که معادل ده ماه است یک مرتبه می‌شود قرآن را ختم کرد.

پ.ن: آن قسمت از برنامه «بدون تعارف» که با آقای محمدحسین پویانفر مصاحبه کرده بودند را دیدم و این برنامه در انتخاب آهنگ پیشواز بی تاثیر نبود فقط کدی که من گذاشتم آهنگ پس‌زمینه ندارد یعنی باید کد ۲۷۳۴۷ را می‌فرستادم.

۱۲ نظر

فرقه ی ملامتیه

 

همه می دونیم «ریا» یعنی چی. «ریا» یعنی این که آدم دین فروشی کنه و برای این که دیگران خوششون بیاد الکی خودشو دین دار نشون بده. مثلا وقتی دیگران نگاه می کنن نمازش رو بهتر بخونه٬ یا این که وفتی می خواد یه پولی بذاره کف دست یه بیچاره ای توی خیابون٬ حتما به جوری پولو بده که همه ببینن و تحسین کنن. این می شه ریا. بدیهی هست که همچین کاری توی اسلام به هیچ عنوان پذیرفته نیست. نه تنها کاری که به نیت ریا انجام بشه باطل هست٬ بلکه گناه هم محسوب می شه.

«پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل‌انگاری می‌کنند، همان کسانی که ریا می‌کنند»
(سوره ماعون٬ آیه ۴-۷)


خوب. حالا «اون ور بوم» کدوم ور می شه؟


اون ور بوم می شه جایی که آدم کار خوبی جلوی دیگران انجام نده! یعنی آدم برای این که کارش کاملا برای خدا «خالص» باشه٬ و از ترس این که نکنه کارش دارای ریا باشه٬ جلوی چشم مردم رفتار درست و دینی انجام نده. فرقه ی ملامتیه -در حالی که در خلوت بسیار دین دار بودن- ترجیح می دادن مردم اونها رو به خاطر بی دین بودن «ملامت» کنن٬ تا این که به خاطر دین دار بودن ازشون «تمجید» کنن. حتی در مواردی جلوی مردم خودشون رو به گناهکار بودن می زدن٬ تا این که مردم فکر خوب در موردشون نکنن! همه این رفتارها برای این بود که «نفس» خودشون رو هر چه بیشتر تحقیر کنن و در نیتجه از ریا و تزویر در امان بمونن.

شاید جالب باشه بدونین٬ این فرقه ی خاص اسلامی٬ از خراسان ایران سرچشمه گرفته.



«آنها خود را از همه خلق حقیرتر می دانستند، بر هیچ کس فخر نمی فروختند و همه را احترام می کردند» «ملامتیان به اجتناب از ریا چنان پایبند بودند که حتی نوشتن کتاب و تدوین احوال و اخبار مشایخ متقدم خویش را نیز ریا می دانستند. بنابراین نوشته و اثری که نشان دهنده احوال، گفتار، اعمال و روش بزرگان و پیشروان آنان باشد، وجود ندارد.» «این جریان در واقع نهضتی بود علیه مقدس مآبی برخی از صوفیان که زهد را به آفت ریا آلوده بودند.
 

ملامتیان می خواستند تصوف را از قالب های ساختگی جدا کنند و آن را از صورت یک کارخانه کرامات سازی بیرون بیاورند.»


«شاید بتوان گفت تعابیری چون شراب، می، میکده، پیر مغان، مغبچه و یا ذکر کلیسا در مقابل مسجد، و راهب در مقابل واعظ و انتقاد از ریاکاری و زهدفروشی و ترجیح باده گساری بر طاعت ریایی و برخی دیگر از تعابیری که به نوعی تظاهر به اباحی گری را دربردارد، جلوه هایی از تأثیر روش ملامتی و قلندری است که در شعر فارسی رسوخ یافته است. تا جایی که برخی حافظ را به دلیل به کارگیری چنین اصطلاحات و تعبیراتی ملامتی دانسته اند

منبع: اینجا.


پ.ن.۱: گرچه به نظرم ملامتیه زیاده روی می کنن و از اون ور بوم افتادن٬ ولی ته دلم٬ براشون احترام قائلم. با خودم فکر می کنم٬ کاش یکم مثل اینا بودم. ایراد اجرایی و خورده شیشه های افراطی ملامتیه به کنار٬ عجب صفایی دارن.
 

پ.ن.۲: این نوع رفتار گرچه ایمان خود شخص رو به مرحله ی عجیب و والایی می رسونه ولی به نظرم برای جامعه مفید نیست (همون طور که ریا مفید نیست). اگر همه از ملامتیه باشن٬ دیگه دین هیچ جایی توی جامعه نداره. هیچ کس هم هیچ چیز دینی نمی تونه یاد بگیره٬ چون همه دینشون رو قایم می کنن و الگوهای خوب دینی غیب می شن!
 
پ.ن.۳: کاربر «ط» به زیبایی به آیه ی ۲۲ از سوره ی رعد اشاره کرد: «و آنها که بخاطر ذات (پاک) پروردگارشان شکیبایی می‌کنند؛ و نماز را برپا می‌دارند؛ و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، در پنهان و آشکار، انفاق می‌کنند؛ و با حسنات، سیئات را از میان می‌برند؛ پایان نیک سرای دیگر، از آن آنهاست»
 
http://301040.blogsky.com/print/post-564
مرتبط:
http://fiish.blog.ir/post/776
۲۹ نظر

سوء ظن نسبت به نفس

تعلیم ملامتیه مبنی بر آن بود که حسن ظن نسبت به حق غایت معرفت است و سوء ظن نسبت به نفس داشتن، اصل معرفت.

۳۱ نظر

قیداریون

از بچگی شیفته‌ی مرام و معرفتِ لوطی ها بودم... از شخصیتهای سریالهای علی حاتمی و حسن فتحی و دیگران بگیر تا قصه‌های داش مشدی‌های قدیم تهرون.
۲۸ نظر

تاری زِ زُلف خَم خَم خود در رَهَم بِنِه

دلدادۀ میخانه و قربانی شُربیم
‏دَر بارگه پیر مغان پیر غلامیم

از مدرسه مهجور و ز مخلوق کناریم
مطرودِ خردپیشه و منفورِ عوامیم |link|
۲۱ نظر
درباره
حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)
آرشیو مطالب
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ