بایگانی بهمن ۱۳۹۶ :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

۳۹ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

دوستان فرهیخته و اهل مطالعه و تفکر که دنبال فهم موضوع و یا اضافه کردن تحلیل های خود در این موضوع می باشند در دو محور می توانند به این پست کمک کنند [هم می توانید به پرسش های ذیل، بیفزایید؛ هم پاسخی برای برخی از این پرسش ها بدهید]

در سال 79 بین فاطمیه اول و دوم، من*در اردکان یزد منبر می رفتم. یک شب در عالم رویا به حقیر گفتند که به حاج آقا مجتبی تهرانی بگو: «خدماتی را که به حضرت زهرا (س) کردی، بی بی قبول کردند». از خواب بیدار شدم و به ایشان تلفن کردم. ساعت 10 صبح بود. بعد از سلام و علیک به ایشان گفتم که عنایتی از ناحیه حضرت زهرا (س) به شما شده است و حضرت چنین پیغامی به شما دادند.

اگر شهری به خانه های مادربزرگ‌هاش احترام نگذارد، فرو می‌پاشد. اگر مادربزرگ جناب شهردار، هر شهرداری اهل همان شهر نباشد، شهر توسعه پیدا نمی‌کند. بزرگ می‌شود اما توسعه پیدا نمی کند.

رادیو تلویزیون ضرورت دارد برنامه مذهبی داشته باشد، حزب اسلامی باید وجود داشته باشد، باید مردم تمرین سیاسی در احزاب ببینند، باید حزب رشد سیاسی مردم را زیاد کند و باید در حزبهای اسلامی و کانونهای حزبی تعلیمات اسلامی هم داده شود، همه اینها لازم و ضروری است اما یک وقت رادیو تلویزیون و کانونهای حزبی جای مساجد را نگیرد، اگر جای مساجد را بگیرد فاجعه به وجود آمده است.

کدام‌یک از پست‌های وبلاگ در این هفته را بیشتر دوست داشتید؟

پیش از‏‎ ‎‏انقلاب من خیال می کردم وقتی انقلاب پیروز شد افراد صالحی هستند که کارها را طبق‏‎ ‎‏اسلام عمل کنند، لذا بارها گفتم روحانیون می‌روند کارهای خودشان را انجام می‌دهند.‏‎ ‎‏بعد دیدم حرفی که زده ام درست نبوده است.

امام همیشه گفتهاند (تا حالا که عقیدهشان همین طور بوده؛ خیلی هم ایستادگی کردهاند) من موافق نیستم حتی در دولت جمهوری اسلامی روحانیین پست دولتی بپذیرند، نخستوزیر بشوند، وزیر امور خارجه بشوند، وزیر دادگستری بشوند. حتی عضویت دولت اسلامی را هم نپذیرد یعنی در دولت اسلامی هم که مردمی است و ملتی هست و دولتی، در صف ملت بماند و دولت را ارشاد و مراقبت و نظارت کند.

 

مرتبط:روحانی ها در پست اجرایی

حکومت بنی‌عباس با تکیه بر خویشاوندی با پیغمبر و ولایتعهدی امام رضا علیه‌السلام به دنبال کسب مشروعیت برای خود بود و پس از آنکه موفق نشد از این دو طریق مشروعیت خود را توجیه کند به حکومتی خونریز و مستبد بدل شد و مشروعیت خود را به شمشیر تکیه داد. مخالفان و رقیبان از علوی و غیر علوی سرکوب و زندان شدند و حتی امامان شیعه در یک شهرک نظامی در سامرا محصور شدند.

 

در این فضای مخوف عباسی، ائمه از طریق سازمان وکالت که شبکه ای هماهنگ متشکل از پیروان نزدیک و وفادار آنان بود به صورت کاملا سری از موجودیت مکتب تشیع محافظت کردند. امام هادی(ع) شیعه را از درگیریهای بی‌نتیجه نهی کرد. برخی از شیعیان با هدایت و اذن امام، در مناصب حکومتی نفوذ کردند تا بتوانند در مواقع لازم از آلام و مشکلات شیعه بکاهند.

 

نمایندگان امام برای هر منطقه شیعه‌نشین توسط شخص امام مشخص می‌شد و مکاتبات همه این وکلا از طریق عثمان بن سعید عمری به امام مرتبط می رسید: امام حسن عسگری(ع) در نامه ای خطاب به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری، به وکیل کل و خزانه دارکل خود عثمان بن سعید اشاره میکند که امانات شیعیان را که از سرتاسر بلاد اسلامی ارسال می‌شود در مشک مخصوص روغن قرار می‌دهد و به امام می‌رساند. روغن فروشی عثمان، وسیله ای برای مخفی نگاه داشتن کارهایش بود.

 

طبق بررسی نامه‌های امام هادی (ع) چهار نماینده اصلی برای نواحی مختلف جهان اسلام (بغداد- کوفه- بصره واهواز- قم- مکه- مصر) وجود داشته است که نام علی بن مهزیار و عبدالعظیم حسنی نیز در آنها دیده می شود. |link|


چند مقاله مرتبط:


ما به تازگی یک بررسی انجام دادیم و میزان تغییرات دما و بارش کشورهای مختلف در ایران و کشورهای اطراف را از سال ۱۹۸۳ تا الان بررسی کردیم، در این تحقیق ما میانگین دما و بارش‌ کشورهای همسایه را اندازه گرفتیم و به نتایج جالبی رسیدیم.

دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات؟
مکن به فسق، مباهات و زهد هم مفروش
«لذات فلسفه» یک کتابی است که با ادبیات خیلی شیوا و شیرینی نوشته شده و مرحوم دکتر عباس زریاب هم ترجمه‌ی خیلی خوبی کرده. این کتاب، مباحثه و مناظره‌ی بین فلاسفه‌ی قدیم و جدید غرب است در یک مسئله‌ی خاصی؛ مثل اینکه اینها یک جلسه‌ای تشکیل داده‌اند و دارند با هم بحث میکنند؛ هگل یک چیزی میگوید، بعد کانت جواب او را میدهد، بعد دکارت حرف خودش را می‌زند؛ همین طور دانه دانه اینها شروع میکنند با همدیگر بحث کردن.

چون وا نمیکنی گرهی خود گره مباش‌
ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست‌.

 

 

دور شدن از خدا، دور شدن از هدف، دور شدن از کامیابی

  • معنی غفلت چیست؟
  • غافل شدن صرفا یک باور دینی است؟
  • غفلت از وظیفه و هدف ها چرا رخ می دهد؟
  • اساسا به نظر شما غفلت چیست؟
  • لطفا لینک نذارید، اگه ممکنه مطالب مرتبط اون لینک رو اینجا مطرح کنید. یعنی فکر کنید سوال شما هم هست ☺

دوستی داشتیم که در کشاورزی تخصص داشت، گفت در یک باغ کشاورزی بودیم، شخصی پیوسته از من سؤال میکرد که این چیست و آن چیست؟ من آن مقداری که میدانستم گفتم. باز سؤال میکرد. گفتم اگر از این بیشتر از من بپرسی مجبورم دروغ بگویم، دیگر از من نپرس. آن چیزی که من میدانستم همین قدر است. حالا همه این جور نیستند که یک مقدار معلومات که دارند همان را بگویند، اگر بیشتر سؤال کردند بگوید از این بیشتر نپرس، اگر بیشتر بپرسی مجبورم دروغ بگویم. ادامه



حفظ انقلاب به معنای حفظ وضع موجود نیست.


برداشت مستر صفری درسته به نظرتون؟

خدای را که چه سری نهفته اندر عشق!

که یار در بر من خفته! و من پریشانم!


هزار ساغر آب حیات خوردم از آن
لبان و، همچو سکندر، هنوز عطشانم!

هر بچه ای به جای سبک کردن باری از دوش پدر خود باری نو و مسئولیتی نو می‌شود. آنها بایستی تا شانزده و بلکه 26 سالگی تحت تعلیم  و تربیت باشند. هر بچه ای بر اجاره خانه و قیمت نقل و انتقال می افزاید. هر یک از آنها می‌خواهد مرتبا به تئاتر و کاباره برود. هر یک از آنها میخواهد لباسی از آخرین مد داشته باشد تا بتواند پا به پای همسالان خود راه برود و سربلند باشد و همینکه توانست عایداتی به دست آورد از خانه پدری گریزان خواهد شد. 92

زمانی که امر دایر شود به جهت بیانات و شروح علامه مجلسی و ایراد عقلی و علمی بر حضرات معصومین(ع)، ما حاضر نیستیم آن حضرات را به [علامه] مجلسی بفروشیم و من از آنچه به نظر خود در موضع مقرر لازم می‌دانم بنویسم، یک کلمه کم نخواهم کرد.»
ببین که طبیعت با چه مهارت شیطانی درد مادر را با نشئه مخدری تسکین می‌بخشد و پدر چگونه کورکورانه مخارج عظیمی را متقبل می‌شود! مخارجی که بر گردن کسانی است که جرئت می‌کنند به ادامه حیات نوع ما که شاید هم بیحاصل است کمک کنند!

فصل انجماد رسیده و قلب ها یخ زده بود. حیات قلب در گریه است و آن «قتیل العَبرات» کشته شد تا ما بگرییم و ... خورشید عشق را به دیار مرده قلب هایمان دعوت کنیم و برف ها آب شوند و فصل انجماد سپری شود.

من از وقتی که یه تد تاک دیدم، که توضیحاتی از  ذهن ما ارائه میکنه با یه سری تشبیهات! زندگیم رو نظم "فعالانه"ی بیشتری پیش میره. نود و نه درصد معلقات زندگیم به ثبات رسیده، مانورهای بخش تنبل ذهنم هم بسیار کم شده. همه ی آدمهای از زیر کار در رو دعوت میشن به دیدنش. این لینکشه!

خلیفه دوم در حدیث ابن عباس  اعتراف می نماید که: من فهمیدم که پیغمبراکرم (ص) می‌خواهد خلافت علی را تسجیل کند، ولی برای رعایت مصلحت به هم زدم. می گوید: خلافت از آن علی بود ولی اگر به خلافت می نشست مردم را به حق و راه راست وادار می کرد و قریش زیر بار آن نمی رفتند از این روی وی را از خلافت کنار زدیم [!!!]




  • طبق موازین دینی باید متخلف از حق را به حق وادار نمود نه حق را برای خاطر متخلف ترک نمود.
  • این پست میتواند برخی از ابهامات و شبهاتی که در کامنت ها مطرح شده است را توضیح دهد.

چراغ‌ها را خاموش کردند و نور مجلس خیلی کم شده بود. مراسم شروع شد. نمی‌توانم برایتان توصیف کنم. اما روحم پرواز کرد. من در آن تاریکی نوری را دیدم که در اتاق چرخید و حس کردم در وجود من نشست.ادامه

مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست.
هر امر معنوی، اصل و پایه ی مادی و طبیعی دارد و هر امر مادی یک گسترش و بسط معنوی؛ عشق از اینکه مبدا طبیعی دارد نباید سرافکنده شود و اگر میل و رغبتی طبیعی به مرحله فداکاری و اخلاص نرسد بگذار تا نابود گردد.
‌یکروز می آیی که من، دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی، چشم انتظارت نیستم

مردان می توانند با هم دوست شوند ولی زنان فقط می‌توانند با هم آشنا گردند. آنگاه که زنان از هم به خوبی یاد کنند ستارگان آسمان فرو خواهند ریخت. مصاحبت زنان با هم سخت است و از معاشرت همدیگر ملول و آزرده میگردند و صحبت آنها برای یکدیگر وقتی قابل تحمل است که از مردان گفتگو کنند(135)

پیش‌بینی می‌شود که در شهرهای آینده هر زنی تمام وقت خود را، به جز فواصل نادر وضع حمل، در بیرون از خانه کار کند. این وضع برای بعضی از ما ناراحت کننده است ولی در طی ده یا بیست سال به آن عادت خواهیم کرد زیرا عادت هر چیز را معقول جلوه می دهد (151)

مردان عزب از مشاهده ی ساق های متعدد در کاباره ها خسته میشوند و بالاخره میفهمند که رقاصه ها همه مانند یکدیگر آکنده از عیب و نقص هستند. پس از آنکه به بیثمری تجرد پی بردند مشکلات ازدواج در نظرشان ناچیز مینماید و مسئولیت روز افزون ازدواج و مسائل پیچیده ی آن را صدبار بر بی حاصلی و بوالهوسی تجرد ترجیح میدهند.

فیشــــــنگار

حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

آخرین نظرات