بایگانی آذر ۱۳۹۷ :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

۲۴ مطلب در آذر ۱۳۹۷ ثبت شده است

در مورد رفع حصر و نامه ی جهانگیری و اینها! عرضم به خدمتتون که این حرفها عمیقاً بهم بر میخوره! به شدت ناراحتم میکنه! یعنی چی حصر رو رفع کنید و فلانی ها رو آزاد کنید؟ همین؟ تموم؟ اصلاً فرقی نداره شما معتقید تقلب شده یا - مثل من - نشده! مسئله ی اصلی اینه که ته و توی این موضوع باید در بیاد. به هر حال دو حالت بیشتر نداره، یا تقلب نشده، یا شده. اگر شده و جناب میرحسین موسوی مدرکی داره، و اگر نشده و ایشون مردم رو شورونده، باید در یک دادگاه صالح مشخص بشه. باید معلوم بشه ما یک رییس جمهور غیرقانونی داشتیم، یا یک انقلاب کننده‌ی مخملی!!!؟ یعنی چی؟ این چه روندیه توی مملکت که همه به همه اتهامهای سنگین میزنن - مثل اتهامات مثلث جهانگیری-روحانی-قالیباف به هم - و بعدش انگار نه انگار؟ سر مسائل 88 خونها ریخته شده، و وضعیت مملکت شش هفت ماهی کاملاً روی هوا بوده! به شعور مردم توهین نکنید تو رو قرآن!

 

 

ابوهریره و کعب‌الاحبار روایاتى از زبان رسول خدا(ص) نقل کرده اند که محل تولد آن حضرت، در مکه، هجرتش در مدینه و سلطنتش در شام خواهد بود.|link|بدیهى است که بخش سوم روایت کاملا سیاسى تنظیم شده است، تا این که هم به نوع حکومت سلطنتى بنى امیه مشروعیت بخشد و هم در سرزمین شام بودن آن را تأیید کند.

 

 

 

کعب الاحبار به عُمر مى‌گفت: ما نام تو را در کتاب خدا (تورات) یافته ایم، در حالى که بر درى از درهاى جهنم ایستاده اى و از ورود مردم به آن جلوگیرى مى‌کنى، امّا پس از این که از دنیا رفتى، مردم دائماً تا روز قیامت به دوزخ وارد مى‌شوند|برخى منابع اهل سنت نوشته اند: اهل کتاب، نخستین کسانى بودند که به عُمر، لقب فاروق دادند.

 

 

 

بسیارى از نویسندگان اهل سنت به نقل از ابوهریره روایت کرده اند که: « مَا مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ مَوْلُودٍ إِلا یَمَسُّهُ الشَّیْطَانُ حِینَ یُولَدُ فَیَسْتَهِلُّ صَارِخًا مِنْ مَسِّ الشَّیْطَانِ، غَیْرَ مَرْیَمَ وَابْنِهَا ». محققى دیگر نوشته است: من نمى دانم اگر این روایت، فضیلت براى عیسى است چرا پیامبر اسلام که سید الانبیاست، از آن محروم است، و اگر فضیلت نیست چه ارزشى دارد که بخارى و دیگر محدثان اهل سنت آن را نقل کرده اند. |link|

  • جالب این است که ابوهریره این حدیث را از زبان پیامبر اکرم روایت کرده است.
  • به نظر شما چرا اصحاب پیامبر و راویان حدیث به راحتی این داستانهای ساختگی را می‌پذیرفتند؟
  • چرا چنین روایت هایی نسل به نسل منتقل شده است و برخی نخبگان مانند دکتر ذهبی از آنها دفاع می کنند؟

 

 

 

روزى ملک الموت نزد موسى(ع) آمد و از او خواست که دعوت خدایش را اجابت کند. موسى چنان بر او حمله کرد که چشمش را کور نمود. فرشته نزد خداوند رفت و با گلایه گفت که تو مرا نزد بنده اى فرستاده اى که نمى‌خواهد بمیرد، به همین جهت چشم مرا کور کرده است. خداوند، چشم او را به وى برگرداند.201  |link| این روایت را ابوهریره از زبان پیامبر(ص) نقل کرده که در صحیح مسلم و بخارى آمده است.

 

 

 

 

  • ابوهریره از قبیله دوس در یمن بود که در سال 7 ق در حالى که پیامبر اکرم(ص)سرزمین خیبر را فتح کرده بود، به مدینه آمد و مسلمان شد. او در سال 59 ق در گذشت.
  • ابوهریره آن چه را از کعب الاحبار شنیده بود به نام رسول خدا(ص)روایت مى کرد.

 

 

 

امام رضا(ع) پرسید: «شما درباره داود پیامبر چه مى گویید؟» على بن محمد بن جهم همان داستان معروف را نقل کرد که پرنده‌اى در وسط نماز بر او ظاهر شد و داود به دنبال پرنده به پشت بام رفت و چشمش به همسر اوریا افتاد و عاشق وى گردید. او براى دست یافتن به آن زن، همسرش را به جنگ فرستاد تا کشته شد و خود او را تصاحب کرد!!

 

امام با شنیدن این سخنان به شدت ناراحت شد به طورى که استرجاع نمود و دست خویش را بر پیشانى زد و فرمود: «شما به یکى از پیامبران نسبت سستى در نماز و ارتکاب عمل زشت و قتل مى دهید». سپس امام(ع) خود، تفسیر صحیحى از این ماجرا، با توجه به تفسیر آیه26 سوره ص، ارائه کردند.|link|

 

هر کس که نهاده است به این خانه قدم را
از خاطر خود برده همان ثانیه غم را


انگار که بر بال ملائک شده زائر
هر کس که گذر کرده خیابان ارم را


هر قدر حرم آمدم از یاد نبردم
آن بار که با مادر خود آمده ام را

 

 

مردى از اهل کتاب نزد آن حضرت آمد و گفت: خداوند آسمان‌ها را با یک انگشت و زمین را با انگشت دیگر و درختان را با یک انگشت و دیگر مخلوقات را با انگشت چهارم نگه داشته و مى‌گوید: من مَلک هستم. پیامبر خندید به طورى که دندان‌هاى او پیدا شد و سپس آیه «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ » را تلاوت کرد. |link|

 

منبع: تاریخ در آیینه پژوهش 1383 شماره 3 نویسنده: على غلامى دهقى

در این مطلب، داستان جالبی حول یکی از آیه های قرآن کریم را می‌خوانید|در سفر تَبوک، سه نفر از مردان با ایمان با رسول خدا همراهی نکردند: « کَعب بن مالک»، « مرارة بن ربیع» و «هلال بن امیه واقفی». کعب می‌گوید: در هیچ یک از جنگ های رسول اکرم جز در جنگ «تبوک» کناره گیری نکردم... داستان من این بود که من در جنگ تبوک دو شتر آمادۀ سواری داشتم. پس از رفتن رسول خدا(ص) هر گاه از خانه بیرون می‌رفتم و در میان مردم می گشتم، از این که جز منافقی بدنام، یا ناتوانی معذور، کسی را نمی‌دیدم افسرده خاطر می‌شدم. رسول خدا (ص) از راه رسید، و به عادت معمول خویش ابتدا به مسجد رفت و دو رکعت نماز خواند، و سپس

بعضی از بی‌عقلهای دنیا که نه تاریخ می‌دانند، نه جغرافیا را می‌شناسند و نه اسلام را می‌فهمند، وقتی می‌خواهند راجع به ایران حرف بزنند، فکر می‌کنند که ایرانیها از اوّل تا به حال، شیعه بوده‌اند؛ نه! البته، همیشه دوستدار اهل بیت بوده‌اند؛ اما شیعه نبوده‌اند. از زمان صفویه، ملت ما شیعه شد، اول آذربایجان و اینها، بعد هم بقیه‌ی بلاد ایرانْ شیعه شدند. مگر بعضی از بلاد، مثل «قم» و بعضی شهرهای دیگر که از قدیم شیعه بودند.

جایگاه نمایندگان در مجلس به حکم قرعه تعیین مى‏ شود و در دفتر مخصوص ثبت خواهد شد. قرعه‏ کشى هر سال تجدید مى‏ شود. نمایندگانى که در قرعه قبل در قسمت جلو مجلس بوده‏ اند به حکم قرعه در قسمت دوم مجلس استقرار خواهند یافت. |link|

برخلاف تصورم اگر آشپزخونه اپن بود خیلی بهتر بود چون اینطوری خیلی وقتا از خانواده دورم،در حالی که مهمون سالی دو سه بار میاد و میشه با پارتیشن حلش کرد. |نظر یکی از دوستان درباره خانه جدید|

«بسیاری از من می‌پرسند، چرا همان‌جا نماندم؟! آن‌جا بسیاری به من گفتند، خوش به حالت که برمی‌گردی! این چه رازی است که ساکنانِ غرب، هوای شرق را می‌کنند و ساکنانِ شرق، هوای غرب را؟! رضایت از حضور را، رهایی را، آزادی و لذّت بردن از نفسی که می‌آید و می‌رود. کدام دست و تبر، در کجای جهان از بُن برچیده است؟ شگفتا از آدمی که وقتی می‌ماند، سودایِ رفتن دارد و وقتی می‌رود، سودای بازگشت... پلِ رضایت در کجای جهان شکسته است که هیچ‌کس به روزگارِ خود دل‌خوش نیست؟»

یه سایت عکس هست به اسم پینترست. وقتی عضوش میشی همینجوری هی عکس برات میفرسته... بیشتر هم تصاویر نامناسب و عامه پسند!(در اینجا منظور از عامه افرادی هستند که بدون هدف خاصی به نت مراجعه می کنند) ... این سایت به شما این امکان را می دهد تا عکس های مورد علاقه خود را دسته‌بندی و همان جا نگهداری کنید. بعد که فولدر بندی می‌کنی از شر تصاویر پیشنهادی پینترست برای عامه پسندها خلاص می‌شوی و بر اساس علاقمندی های ما و فولدرهایی که ایجاد کرده ایم عکس جدید پیشنهاد میدهد. |ادامه مطلب را شما بنویسید | صفحه من در پینترست

طرف شوهر؛ دوس پسر؛ دوست اجتماعی و… همه رو باهم داره بعد به دخترای مذهبی میگه کشتزار ، بابا تو خودت مزرعه‌ی هویجی!


در فضای نخبگانی توییتر ناسزاهای رایجی وجود دارد که دو  طیف عرازشه!! و برعنداز!! به هم می دهند. یکی از این کلمات ناسزا «کشتزار بانو» است که برعندازها به ارازشه می دهند. توییتی که هم اکنون ملاحظه کردید، پاسخ یک عرزشی به این ناسزاست. توجه: ادبیات و نگارش مخصوص توییتر است.

عده ای که بسیار کم از گذشته می دانند، و حداکثر چند کتاب کلی از دوره هایی از تاریخ مطالعه کرده اند، از همین کتابهای چاپی عمومی، بیش از هر چیز به زمان حال می اندیشند و می کوشند با معلوماتی که جسته و گریخته دارند، چاره دردهای معاصر را بکنند و از دین و تشیع و تاریخ آنها، روایتی بسازند که بکار این اصلاح گری آنها بیاید. گاه با ادعای دینداری، یا ایرانی گری، یا در پیش گرفتن روش های چپ گرایانه، مردم را جذب می کنند و خشنودند که کاری کرده اند و کم کم خود هم به اشتباه می افتند که راه درستی می روند.

 

به من حق بدهید دلخور بشوم از کسانی که با وبلاگ خود بدرفتاری می کنند و همه مشکلات و تقصیرات و عقب ماندگی خود را گردن آن می اندازند و به وبلاگ بدو بیراه می گویند. بعد که برمیگردند توقع نداشته باشند رفتار من نوعی با آنها تغییر نکند. من دیگر حس خوبی ندارم که بروم روی چنین دیوارهایی یادگاری بنویسم که هر لحظه بیم فرو ریختنش هست. البته فکر می‌کنم کم کم احساسم نسبت بهشون عادی بشه و اعتماد کنم باز.

خدا را شکر بیشتر دوستان بیانی حس خوبی نسبت به من دارند و بعضی هم از سر لطف مرا دوست دارند. در این میان بعضی از آنها این مطلب را ابراز کردند و حس ناب خود را منتقل، از میان آنها احساس کردم دوستت دارم‌های میرزای مردد از روی درک دچار و از ته قلب است. خوبی جناب عکاس میرزا؟؟؟ پ.ن: ارکیده‌ی بیان! شما هم اینقدر دکمه‌های پنل رو دست دست نکن. خراب میشه ها!! دوستان خوبم! کاری نکنید که بروید جزو دسته ای که فردا از آنها خواهم نوشت.

در انتخابات شورای شهر پنجم لیست 30 نفره شورایعالی اصلاحات رای آورد. علی‌رغم اذعان همگان به اینکه محسن هاشمی بهترین گزینه برای شهرداری تهران است اما شورای شهر نجفی را شهردار کرد. نجفی در ساحل جمنا بیمار شد. باز هم شورای 30 نفره کوتاه نیامد و یک بازنشسته را شهردار کرد: آقای افشانی. |link|
 
 
افشانی که به خاطر بازنشته بودن کنار رفت باز شورا کوتاه نیامد و حناچی را برگزید. گزینه ای که از نظر مدیریت و تجریه و غیره قابل مقایسه با محسن هاشمی‌ست. رمز: اگر محسن هاشمی شهردار شود عضو علی‌البدل یعنی نفر سی و یکم انتخابات شورای شهر به شورا راه می‌یابد. نفر 31 مهدی چمران یک شخصیت اصولگرا است.

آنجا که لحظه تقسیم زمین میان فرزندان فریدون است و در آن لحظه، غرب و شرق به سلم و تور واگذار شده و سرزمین میانی یعنی ایران به‌عنوان پایتخت این سه قلمرو، به فرزند برگزیده یعنی «ایرج» سپرده می‌شود. پس ایده ایران نخست ایده وحدت این تقسیم است و دوم ایده قلمروی میانی و میانجی میان خاور و باختر. پس از مسیر ایران است که شرق و غرب می‌توانند به صلح برسند و مساله ایران همزمان یک «مساله ملی» و «مساله جهانی» است. |link|

کتاب مسئله حجاب بخش پنجم با عنوان «حجاب اسلامی» به طور کاملا تخصصی بحث احکام حجاب را مطرح کرده و گام به گام مراحل استخراج احکام متنوع مربوط به حجاب را بیان می‌کند. |link|

ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق

ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق

 

تنها تنها مسافریم از دنیا

یعنی همه در گروه مرگیم رفیق

اشتباه است که ما خیال کنیم که در آخرت خوردن یعنی چه، نوشیدن یعنی چه، اینها حیوانیت است! اینها در دنیا از آن جهت حیوانیت شمرده می‌شود که تندروی و افراط در این امور سبب غفلت از خدا و نرسیدن به هر کمال انسانی می شود. و لهذا در دنیا هم افرادی وقتی که به آن نهایت درجه کمال برسند، برای آنها لذتهای دنیایی همان حالتی را دارد که اهل بهشت در آخرت دارند:

 

پیغمبر برای اینکه خود را لحظه ای از آن عالم منصرف کند، پی درپی به زانوی عایشه میزند و می گوید: کَلِّمینی یا حُمَیْرا کمی حرف بزن که من بتوانم به این طرف توجه پیدا کنم.|link|

 

بعد از رحلت رسول اکرم، حضرت علی بن ابیطالب در منزل خود نشست و در مدت شش ماه، قرآن کریم رابه ترتیب نزول تاءلیف نمود و همه رادر یک مصحف گرد آورد و به مردم ارائه داد ولی آنان نپذیرفتند. لیکن حضرت قرآن آنان را پذیرفت و هیچگونه اعتراضی یا مخالفتی حتی در زمان خلافت خود با آن نکرد.

 

امامان دیگر بعد از ایشان نیز آن را قبول داشته و از آن نقل می کردند و به آیات آن استناد می نمودند، حتی به خواص اصحاب خود هم چیزی نفرموده اند، بلکه به پیروان خود دستور داده اند که از قرائت مردم متابعت کنند.

فردی به دکتر مراجعه کرده بود. در حین معاینه، یک نفر بازرس از راه میرسه و از دکتر میخواهد که مدارک نظام پزشکی اش را ارائه دهد. دکتر بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میذاره و میگه: من دکتر واقعی نیستم! شما این پول رو بگیر بی خیال شو!

 

بازرس که پولو میگیره از در خارج میشه. مریض یقه ی بازرس رو میگیره و اعتراض میکنه. بازرس میگه من بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخاذی اومده بودم ولی توی مریض میتونی از دکتر قلابی شکایت کنی!

 

مریض لبخند تلخی میزنه و میگه: اتفاقأ من هم مریض نیستم اومدم که چند روز استراحت استعلاجی بگیرم برای مرخصی محل کارم!

فیشــــــنگار

حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

آخرین نظرات