بایگانی ارديبهشت ۱۳۹۹ :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۹ ثبت شده است

گفت‌وگوی بهروز افخمی با ابراهیم فیاض  درباره سلبریتی را مشاهده کردم. چند نکته داشت که در این متن آورده ام:

 

1. فالوورها در یک صفحه لزوما طرفدار نیستند، درصد مهمی از فالوورها برای زیر نظر گرفتن سلبریتی ها او را دنبال می کنند.

 

2. افرادی که لایوها را تماشا می کنند لزوما جذب صاحب لایو نشده اند، بلکه به دنبال سرگرمی هستند.

 

3. سرگرمی در اینجا معادل رخداد غیر عادی است که منتظریم در آینده رخ بدهد؛ مردم به آینده توجه می کنند چون گذشته ای وجود ندارد؛ افراد به گونه‌ای شده اند که گویی هر روز که می گذرد، گذشته در حال مححو شدن است، مثلا من در جایی کارهایی را یادداشت می کنم تا بعد آنها را انجام بدهم اما اینکه زمان مورد نظر فرا برسد تا آن کارها را انجام بدهم، پیش نمی آید.

 

نکته دیگری که افراد به خاطر توجه نداشتن به گذشته به آن مبتلا هستند ضعف در حافظه تاریخی(عبرت) است.

 

4. منظورم از گذشته قرن های گذشته و تاریخ نیست بلکه سال هایی است که از عمرمان می‌گذرد.

 

5. سلبریتی ها اگر مخاطبان خود را با اندیشمندان و ارزش های اخلاقی مرتبط کنند می توانند اثرات مفیدی در رشد جامعه داشته باشند.

 

6. وقتی که من گوشی را به دست می گیرم، بیشترین وقت خود را در اینستاگرام می گذرانم که این وقت را کاملاْ بدون هدف و صرفا جهت سرگرمی برای دیدن محتواهایی- بدون هیچ ارزش گذاری خاصی- صرف می کنم. اما با اینکه تصمیم گرفته ام شب ها روزانه نویسی و خاطره نویسی کنم هر دو سه شب یک بار موفق میشوم سراغ دفتر و سررسیدم بروم.

 

7. مباحثی مانند دانش، هویت، اصالت، امید و ... ریشه در گذشته دارد؛ برخلاف طمع که ریشه در آینده دارد.

 

8. الگوها باعث از خودبیگانگی مردم می شوند؛ فضای مرید بازی تحت تاثیر گروه ها شکل می گیرد؛ سلبریتی ها الان الگوی بخش مهمی از مردم شده اند. دانش آموز ما فقط بخشی از دین و فرهنگ را قبول دارد که الگوی او قبول داشته باشد(مثلا تتلیتی حجاب دارد به خاطر اینکه تتلو طرفدار حجاب است)

 

۹. اگر دقت کرده باشید بیشتر ما آرزوهای گذشته را به یاد نمی‌آوریم (مثلا آرزوهای ده سال پیش خود برای امروز را) اما تا دلت بخواهد آرزوهایمان برای آینده در حال نوبه نو تراوش شدن است.(برای اینکه آرزوهای گذشته را به یاد آوریم شاید لازم است کمی تمرکز کرده و به معنای زندگی فکر کنیم)

سال‌هاست که مرغ تبدیل به غذای شادی و عزای ما شده است؛ تقریباْ پای ثابت همه سفره‌ها مرغ است؛ انواع و اقسام غذاهای گرم و سرد، غذاهای جدید و حتی خورش‌ها بر پایه مرغ آماده شده و سفره‌های ما را زینت می‌دهند.

 

اما چرا رد پای مرغ در غذاهای سنتی شهرها و مناطق مختلف کشور دیده نمی‌شود؟ دنده کباب غرب کشور، خورش خلال در کرمانشاه، قیمه نثار قزوین، کوفته تبریز، پیچاق قیمه اردبیل، انواع آش و خوراک ماهی و میگو در جنوب کشور و حتی در فسنجان شمالی ها اثری از مرغ دیده نمی‌شود و از میان گوشت پرندگان از گوشت اردک برای تهیه فسنجان استفاده می کنند.

 

حتی جوجه کباب هم بعدا به منوی غذایی بختیاری ها اضافه شده و اصلی ترین کباب در این مناطق کباب بره است؛ در این مناطق حتی اگر میخواستند از گوشت مرغ استفاده کنند از مرغ های محلی و رسمی استفاده می‌شد که از صفر تا صد غذای آنها دور ریز سفره های مردم است.

 

مصرف و تولید مرغ در کشور از یک زمانی به بعد به صورت کاملاْ غیر عادی میان مردم رواج پیدا کرده است؛ مرغی که نه خودش، نه غذایش و نه روش نگهدای و پرورش آن بومی و سنتی نیست.

 

خوب است بدانیم که مرغ هایی که به دست ما می‌رسند در سه مرحله از سه نسل مرغ لاین و سپس مرغ اجداد و در نهایت مرغ مادر که همان مرغ گوشتی است استحصال می‌شوند؛ همه این اصلاحات ژنتیکی در کشورهای اروپایی صورت گرفته و در نهایت تخم مرغ نطفه دار به ایران صادر می‌شود. نطفه ای که ماحصل چندین دوره اصلاح ژنتیک و نژادی است؛ خوراک این مرغ غالبا ذرت و یا کنجاله های سویا است که همه آنها نیز طی چندین دوره اصلاح ژنتیک و تراریختگی به دست آمده تا جوجه یک روزه را در کمترین زمان و با کمترین مصرف دانه به مرغ مادر تبدیل کنند.

 

تخم مرغ ها در سیکل اول تبدیل به جوجه می شوند و جوجه یک روزه اگر برای صاحبان خود صرفه اقتصادی داشته باشد و زیر چرخ های اقتصاد لیبرالی له نشود باید در 45 روز به مرغ مادر تبدیل شود. این مرغ ها برای رشد سریع تر در شرایطی نگهداری می شوند که کمترین تحرک را داشته باشند تا به وزن مطلوب برسند. این مرغ ها از هرگونه نور آفتاب محرومند و به همین دلیل مواد نه تنها فاقد ویتامین دی و ... هستند بلکه مواد زائد بدن آنها به خاطر کم تحرکی دفع نمی‌شود.

 

درنهایت گوشت هایی به دست می آید که اگرچه حلال هستند اما در سلامت آنها کاملاْ شک و تردید وجود دارد؛ روزی فردی از امام علی (ع) پرسید گوشت کدام یک از پرندگان بهتر است؛ قبل از ایشان فردی دیگر جواب داد مرغ! اما حضرت جواب دادند که نه، مرغ، خوکِ[1] پرندگان است؛ ایشان در ادامه فرمودند گوشت کبوتر نورس بهترین گوشت پرندگان است.

 

مرغی که در شرایط طبیعی رشد کرده باشد جایگاه نازلی در سبد غذایی دینی کشور دارد و بر همین اساس تکلیف مرغهای اصلاح ژنتیک شده با دانه های تراریخته تقریباً مشخص است!

 

بررسی روند ورود مرغ به سفره مردم و مافیای وارداتِ صفر تا صدی چرخه تولید مرغ در کشور بسیار طولانی است اما باید بدانیم همه‌ مراحل تولید همین غذای پر مصرف وابسته به خارج از مرزهای کشور است و این یعنی نا امنی غذای پر مصرف سفره‌های مردم...

 

شاید یافتن گوشت کبوتر نورس برایمان سخت باشد اما چرا به مصرف گوشت‌های مفیدتر مانند بوقلمون، شترمرغ، کبک، اردک، بلدرچین و ... رو نیاوریم که به جرات می‌توان گفت نژاد و غذای آنها کمتر دستکاری شده و به اشتغال هزاران نفر از مردم کشورمان در شهرهای مختلف کمک می‌کند؟

 

نویسنده:‌خانم دچار فیشنگار

دچار:‌ ما چند روزه میخواستیم این مطلب رو بنویسیم اما به صورت اتفاقی طی شیش وعده اخیر همش مرغ می‌خوردیم! بالاخره امشب که مرغ نخوردیم نشستیم و نوشتیمش.

 

 

 


[1] خوک در میان حیوانات به کم تحرکی و تنبلی و همه چیز خواری معروف است.

ما بر سر یک دوراهی قرار گرفته ایم.

این دوراهی خیلی دقیق است.

یعنی در ابتدا تشخیص داده نمی‌شود که دو راه است.

اما واقعا دو راه است و تدریجا یا یکدیگر زیاد فاصله می‌گیرند.

و آن این است که انقلاب اسلامی یا اسلام انقلابی؟

فیشــــــنگار

حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

آخرین نظرات