مراقب باشید آخوندهای اخراجی جذبتان نکنند

«در جوانی تلاش کرده بود که به حوزه علمیه راه یابد، قم او را نپذیرفت اما توانست در حوزه مسجد جامع تهران درس بخواند. شب‌ها همانجا می‌خوابید. طولی نکشید که از آنجا نیز بیرونش کردند. سپس به مدرسه شیخ عبدالحسین (مسجد ترک‌ها) رفت و بعد از مدتی از آنجا هم بیرونش کردند. بعد از مسجد قبا سردرآورد. آقای مفتح نیز از آنجا بیرونش کرد.»

 

اکبر گودرزی در سال ۱۳۵۶ کلاس‌های تفسیر در مناطق مختلف تهران (نازی‌آباد، سلسبیل‌، قلهک، جوادیه و خزانه) برپا و نیروهایش را نیز از همین جلسات جذب می‌کرد. فرقانی‌ها در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ تفسیر قرآن خود را با عنوان «پیام قرآن» منتشر کردند.

 

مضامین کلی کتاب‌ها ارائه تفاسیری انقلابی و البته التقاطی از دین بود. برای مثال آنها آیه دوم سوره بقره را ایمان غیب به انقلاب تفسیر کرده بودند. ارائه این تفاسیر نگرانی‌های زیادی را ایجاد کرد. از این‌ رو شهید مطهری شروع به نقد آنها کرد. مقدمه کتاب علل گرایش به مادیگری حاصل واکنش شهید مطهری به گروه فرقان است.

۲ نظر

راه اکبر گودرزی ادامه دارد

محمدتقی حاجی‌ترخانی (۱۳۰۸ تا ۱۳۵۸) بنیه مالی خوبی داشت و به انقلابیون کمک می‌کرد. روزی یک طلبه نزد او می‌رود و برای تکثیر تعدادی جزوه از او کمک می‌خواهد. طرخانی سوالاتی از او پرسد که «کجا درس می‌خوانی؟ حوزه یا دانشگاه؟»، او در پاسخ می‌گوید: «حوزه موجب تحذیر ذهن جوان‌ها می‌شود و دانشگاه نیز دست‌ساز مستعمران غربی است و جوانان را از انقلاب و نهضت دور می‌کند»

 

پ.ن: اگر شما هم این‌جور فکر می‌کنید راه اکبر گودرزی ادامه دارد.

۳ نظر

فلسفه عیب‌جویی

این عیب‌گیری‌هایی که بعضی از ما نسبت به دیگران می‌کنیم، همه‌اش برای این است که ما خودمان را خیلی مهذب و صحیح و آدم کامل می‌دانیم و دیگران را معیوب می‌دانیم و به عیب‌شان ایراد می‌گیریم. اگر این حبّ نفس و خودخواهی نباشد، انسان از دیگران عیب نمی‌گیرد. |تفسیر سوره حمد:جلسه4|

۶ نظر
بازگشت یخ شکن‌ها

بازگشت یخ شکن‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا فیشنگار را دوست داریم؟ شاید برایتان جالب باشد: در هفته‌هایی که فیشنگار بروزرسانی نمی‌شده است بیش از 200 بازدید روزانه داشته است؛ این یعنی فیشنگار جای خود را در سرچ گوگل باز کرده است و به درد پژوهندگان دانش می‌خورد. یکی از پست‌های فیشنگار بیش از 9 هزار بازدید گرفته است و بیش از 130 پست در فیشنگار بازدیدشان بالای 1000 مشاهده است. هم اکنون در فیشنگار 800  پست با بازدید بالای 500  وجود دارد. |شما هم بگویید چرا فیشنگار را دوست دارید؛ اگر دارید|

۱۱ نظر

وبلاگ‌نویس معیار از نظر فیشنگار

یک وبلاگ‌نویس خوب از نظر فیشنگار -که سال‌ها با وبلاگ‌نویس‌های زیادی رفت و آمد داشته - چند ویژگی دارد:

  1. قلم خوبی دارد و قشنگ می‌نویسد. (نوشته‌اش آدم را جذب می‌کند)
  2. از امور روزمره، سوژه و ایده برای نوشتن پیدا می‌کند (تیزهوشی‌اش آدم را جذب می‌کند)
  3. نظرات را هم بلد است چگونه پاسخ دهد (اخلاقش آدم را جذب می‌کند)
  4. سعی می‌کند با جهان وبلاگ‌نویسان دیگر هم آشنا شود و آنها را درک کند. (مرامش آدم را جذب می‌کند)
۱۱ نظر

که بیدار شود

علوم شرعیه، علوم عقلیه [و سایر علوم] وسیله‌اند برای رسیدن به مقصد و هر کدام ما را بازدارند از آن مقصد، دیگر علم نیست. علوم؛ وسایل عمل هستند، [عمل] هم وسیله است. همه برای یک مقصدند، همه برای اینند که بیدار بشود این نفس، از این ظلمت‌ها بیرون برود.  انبیا برای آن آمدند، انبیا آمدند که مردم را از ظلمت‌ها بیرون بکشند؛ به مبدا نور برسانند.

 

ما هنوز از حجاب‌های ظلمانی بیرون نرفته‌ایم،

ما توی حجابها می‌لولیم و تا آخر هم [معلوم نیست ] چه خواهد شد!

علم در نفوس ما تاثیری نکرده، الّا تاثیر سوء؛

۶ نظر
برنارد لوی کیست؟

برنارد لوی کیست؟

برنار لوی  levi متولد ۵ نوامبر ۱۹۴۸ روشنفکر و فیلسوف فرانسوی است. او در انتهای دهه ۱۹۹۰ به همراه بنی لوی، مؤسسه ای به افتخار امانوئل لویناس در اورشلیم تأسیس کرد.

 

در مارس ۲۰۰۶ او یکی از ۱۲ امضا کننده نامه‌ای با عنوان، "مانیفستو: همراه هم در مواجهه با تمامیت‌خواهی"' بود که در پاسخ به اعتراضات خشونت‌آمیز و مرگباری در جهان اسلام در رابطه با جنجال کاریکاتورهای محمد در یولاندز پستن در دانمارک به حمایت از آزادی بیان و اندیشه می‌پرداخت.

 

در ۲۴ ژوئن ۲۰۰۹ , لوی ویدیویی در دیلی موشن در حمایت از اعتراضات به انتخابات ریاست‌جمهوری دهم ایران منتشر کرد.

۳ نظر

برای او

اولیا و انبیا قدمشان، قدم برهانی نبوده؛ آنها برهان می‌دانستند؛ اما قضیه، قضیه اثبات واجب به برهان نبوده. ‏‎‏اول مرتبه قیام است:‏‏ قُل انَّما اعِظُکُم بِواحِدَةٍ ان تَقُومُوا لله ‏‏.‏‎[21]‎‏ اول این است که یک وصیت، یک موعظه به وسیله یک موجودی که خودش یافته است [صادر می‌شود] و می‌فرماید به آنها بگو که:‏‏ انَّما اعِظُکُم بِواحِدَةٍ‏‏؛ فقط یک موعظه، فقط اینکه قیام کنید برای خدا. همه چیز از اینجا شروع می‌شود، همه مسائل از اینجا شروع می‌شود که انسان از این خواب بیدار بشود. کانّه [امر می‌کند] به اینهایی که افتاده‌اند آنجا و خوابند و بی‌هوش، بگو که من به شماها یک موعظه دارم و آن این است که بلند شوید از جا برای خدا، قیام کنید برای خدا، راه بیفتید؛ و ما همین یک موعظه را هم تا حالا گوش نکرده‌ایم، برای او راه نیفتاده‌ایم. راه افتادنمان برای خودمان است؛ حتی آنها هم که خیلی خوب هستند...

 

پ.ن: اولین بیانیه سیاسی امام

۱ نظر

ژن خودخواه

انسان از باب اینکه خودخواه هست، مگر اینکه از این جلد بیرون برود، هر علمی را که ادراک کرده و خوانده است، همه کمالات را منحصر به آن می‌داند. فقیه خیال می‌کند غیر فقه چیز دیگر نیست در عالم؛ عارف هم خیال می‌کند غیر عرفان چیزی نیست؛ فیلسوف هم خیال می‌کند غیر فلسفه چیزی نیست؛ مهندس هم خیال می‌کند غیر هندسه چیزی نیست. [...] این حجاب بزرگی است برای همه.‏

 

من نمی‌دانم ما کی [می توانیم ] لااقل آن طور خودمان را مهذب کنیم که اشتغال به علم، اسباب این نشود که از خدا غافل بشویم؛ این غروری که در ملاها هست، چه آنهایی که علوم مادی و طبیعی دارند و چه آنهایی که علوم شرعی یا علوم عقلی دارند. این، اگر قلب مهذب نباشد، یک ‏‎‏غروری می‌آورد؛ همان غروری که انسان را از خدا بکلی بازمی‌دارد.‏ ‏‏وقتی مشغول مطالعه است، غرق در مطالعه است، وقتی مشغول نماز است، پیشِ نماز نیست.

۷ نظر

جلسه سوم بهتر از جلسه دوم بود

اشاره: امام خمینی در تلویزیون جمهوری اسلامی 5 جلسه تفسیر گفتند و بعد از آن به دلایلی جلوی پخشش گرفته شد! آن 5 جلسه در کتاب «تفسیر سوره حمد» پیاده شده که من تا حالا سه جلسه اش را خوانده‌ام. جلسه سوم عالی بود. خلاصه‌اش این که راه اصلی فهم و شناخت، خودسازی است:

 

قرآن مراتب دارد، هفت بطن یا هفتاد بطن از برای قرآن است؛‏‎ از این بطون تنزل کرده است تا رسیده است به جایی که با ما مردم دربند و در چاه ضلالت می‌خواهد صحبت کند. تا جایی که خدا خودش را با شتر معرفی می‌کند:‏‏ ا فَلا یَنظُرُونَ الَی الابِلِ کَیفَ خُلِقَت ‏‏؛‏‎[غاشیه:17]‎‏ و این برای ما تاسف‌آور است که به همین موجودات نازل [بخواهیم به خدا معرفت پیدا کنیم.] ‏‏خوب وقتی که خدا با شتر معرفی بشود، معلوم است که مرتبه ما چه مرتبه‌ای است، مرتبه همان حیوان است و معرفتی که ما از آن پیدا می‌کنیم چه معرفتی است، یک چیز بسیار ناقص [است].‏

 

‏‏آن جایی هم که گاهی [مطلبی] ذکر می‌شود راجع به انبیا:‏‏ فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً‏‏، موسی بعد از اینکه تحت ربوبیّت ‏‎‏حق تعالی واقع شد و از این منازل گذشت، آن وقت عرض کرد:‏‏ ارِنِی انظُر الَیکَ ‏‏؛ به من خودت را ارائه بده. ارائه بده، یعنی من با چشمم ببینمت.‏ ‏‏[خب] این [خواسته] که از یک نبی بزرگی صادر نمی‌شود، آن نحو ارائه و آن نحو رویتی که مناسب با مرئی و رائی که دست ما به آن نمی‌رسد. در عین حالی که به آنجا رسیده بود که متکلم بود، با خدا تکلم می‌کرد، [عرض کرد:]‏‏ رَبِّ ارِنِی انظُر الَیکَ؛ جواب آمد که ‏‏ لَن تَرانِی؛ یعنی- محتملًا- تا موسی هستی، رویت ممکن نمی‌شود، تا تو هستی نمی‌شود؛ لکن مایوسش نکرد؛ ارجاعش کرد به اینکه:‏‏ انظُر الَی الجَبَلِ.

 

این «جبل» چیست؟ این جبلی که تجلی حق بر موسی نمی‌شود و بر آن می‌شود، این «جبل طور» است؟ آیا این تجلی، یک تجلی بود که اگر آن روز مردم در کوه طور بودند، آن را می‌دیدند؟‏ ‏‏[آیا] مثل [رویت ] شمس بود؟ این ‏‏ وَ لکِنِ انظُر الَی الجَبَلِ ‏‏، وعده ملاقات است؛ نمی‌بینی ‏‏ وَ لکِنِ انظُر الَی الجَبَلِ فَانِ استَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوفَ تَرانِی‏‏. محتمل است که «استَقَرَّ عَلی مَکانِهِ» مراد این جبل باشد؛ این جبل محتمل است که همان انانیّت، نفس موسی بوده [باشد] که باز بقایا داشته است، با همان تجلی جبل را «دک» کرد، به هم زد اوضاع انانیّت را و موسی به مقام موت رسید:‏‏ خَرَّ مُوسی صَعِقاً‏‏.‏‎[اعراف:143]‎‏ برای ما این‌هاقصه است. آنچه آنها با قدمِ شهود یافته‌اند، برای ما که در‏ ‎‏این ظلمتکده هستیم، به صورت قصه [گفته شده] است. انبیا مثل آن آدمی هستند که خوابی دیده، چیزی مشاهده کرده، لکن زبانش عقده دارد و مردم هم همه کر هستند: «من گنگ خواب دیده [و ....»؛] هم آنها عاجزند از گفتن و هم ما عاجزیم از شنیدن.

 

زبان انبیا عقده داشته:‏‏ رَبِّ اشرَح لِی صَدرِی، وَ یَسِّر لِی امرِی، وَ احلُل عُقدَةً مِن لِسانِی ‏‏؛‏‎[طه:25]‎‏ عقده‌هادر زبانشان بوده نه در قلبشان. نمی‌توانستند آنچه یافته اند آن طور که یافته اند بگویند، گفتنی نبوده است. از این جهت با مثال با نظایر می‌خواستند چیزی به ما بفهمانند.‏و کسی که یافته است اموری [را] و میل دارد همه بیابند و نتواند برساند، تاثر [ش چقدر است؟] آن پدری که می‌خواهد بچه‌اش شمس را ببیند، ولی بچه کور است، تاثرش چقدر است؟ بخواهد افهام کند چه بگوید؟ چه بگوید که این نور را بفهمد؟

 

توضیح: اگر کسی جز امام این حرف‌ها را زده بود شاید نمی‌خواندم.

۱۱ نظر

ما فرزندان این آب و خاک

فضل مردان بر زنان همچون فضل آسمان است بر زمین و مانند فضل آب است بر خاک و همان طورى که آب، خاک و زمین را زنده مى‏‌کند مردان نیز زنان را احیاء مى‏‌نمایند. (جایگاه زن در قرآن کریم و جوامع بشری با محوریت آیه «نسائکم حرث لکم»؛ پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مطالعات زنان و خانواده)

 

پ.ن: از ترس فمنیست‌ها آدم جرائت نمی‌کند این فرمایش را باور کند.

۱۳ نظر

روش تدریس فلسفه

گویا انتشارات نور سخن در سال ۱۳۹۵ کتابچه ای با عنوان «روش تدریس فلسفه دکتر دینانی» منتشر کرده. مطالب کتاب در بیست ویژگی بارز روش گفتگو، تدریس و کلاس داری دکتر دینانی دسته بندی شده است.

 

 اصول حاکم بر کلاس های فلسفه دکتر دینانی:

👌   طرح مسئله کنید
👌  انتظار خود را از فلسفه تغییر دهید
👌 مسئولیت سخنان خود را بر عهده بگیرید
👌  دغدغه های اصلی فیلسوفان را بیابید
👌 کلاس فلسفه، کلاس بحث است
👌 در مورد مسائل، فکر کنید
👌  سخنان خود را در کمترین عبارات و به صورت گویا و صریح بیان کنید.
👌  به لوازم سخنان تان توجه داشته باشید
👌 خود را ملزم به استفاده از اصطلاحات فلسفی نکنید!
👌 به سرعت مبهوت نظرات جدید نشوید!
👌  مسائل را تحلیل کنید
👌 ارزش فیلسوفان را بدانیم
👌 معیار حقیقی، تنها عقل است

 

پ.ن: دو ماه در توییتر فعالیت کردم. حالا صفحه ام محدود شده. اگر درست نشد شاید برگردم :)

۷ نظر
درباره
حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)
آرشیو مطالب
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ